
ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید شب را در این بهشت الهی سحر کنید با زائرین این حرمالله سر کنید مدح رضا چو آیهی قرآن ز بر کنید این شاه، پارهی تن زهرا و احمد است شمسالشموس، عالم آل محمّد است هر قامتی که سرو لب جو نمیشود هر صورتی که وجه هوالهو نمیشود هر پادشه که ضامن آهو نمیشود هرکسکه نام اوست رضا، او نمیشود ریزد برات عفو خدا از نظارهاش دوزخ، بهشت میشود از یک اشارهاش ای خلق، خاک پای تو یا ثامنالحجج جان جهان فدای تو یا ثامنالحجج قرآن پر از ثنای تو یا ثامنالحجج ایمان بود ولای تو یا ثامنالحجج دین را بهجز ولای تو، اصل و اصول نیست تهلیل بیولای تو، هرگز قبول نیست گردون هماره دور زند در طریق تو خورشید، خشت گوشهی صحن عتیق تو با آنهمه کرامت و لطف دقیق تو خود را شمردهاند گدایان، رفیق تو دستی که دست لطف خدا میشود، تویی شاهی که خود رفیق گدا میشود، تویی یکسان بود بهوقت عطای تو، خاص و عام فرقی نمیکند به درت، شاه یا غلام سلطان ندیدهام ز گدا گیرد احترام پیش از سلام، زائر خود را کند سلام پیوسته دست بر سر زوّار میکشی تو کیستی که ناز گنهکار میکشی پاییز بوستان دل ما، بهار توست در شهر طوسی و همهعالم، دیار توست گلبوسهی امام زمان بر مزار توست شیعه به هرکجا که رود در کنار توست چشم و چراغ و محفلم اینجاست؛ یا رضا هرجا سفر کنم، دلم اینجاست؛ یا رض