نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اي كه چون من هزارها داري آسماني پُر از دعا داري دستهايم دخيلتان هستند بسكه دستِ گرهگشا داري از گدا هم كريم ميسازي بسكه اعجاز كيميا داري من هواي تو را به سر دارم تو هواي دلِ مرا داري هرچه بيمار هم بيايد باز تو برايِ همه دوا داري دلشكسته كسي به من مي گفت: خوش به حالت امام رضا داري درِ اين خانه را زدم، عشق است كفتر جلدِ مشهدم، عشق است *** ما نديديم بام از اين بهتر هيچ جا احترام از اين بهتر آهوي دامِ آهويت هستم نيست صياد و دام از اين بهتر با جُزامي، غلام، همسفره من نديدم مرام از اين بهتر برتر از حاكمي، سليمانيست تو بگو كه كدام از اين بهتر نوكر خانۀ تو باشم من كه نباشد مقام از اين بهتر غير نوكر شدن چه ميخواهم جز كبوتر شدن چه ميخواهم *** باز دارم به سر هواي ضريح دل من تنگ شد براي ضريح دوست دارم رها شوم از خود در ميان سر و صداي ضريح دستهايِ پر از تمنايي ميخورد رويِ حلقههاي ضريح ميشود خوبتر خدا را ديد در همان يا رضا رضاي ضريح واجب است به هر عاشق سجدۀ شكر پيش پاي ضريح حرم ثامن الحجج رفتم ميليون مرتبه به حج رفتم *** اشک با من سرود غم با تو نوحۀ گريهدار و دَم با تو گفتن شعرِ روضهها با من جلوه دادن به محتشم با تو ناله از دل زدن بُوَد با من كربلا كردن دلم با تو گذري كن شبي به روضۀ ما چشم با اين گدا، قدم با تو دست با من، به سر زدن با من زدن ِخيمه و علم با تو روضه خواندن براي تو با من گريههاي مُحَرمم با تو روضه خواندي تو اي امام غريب جَدِّ ما تشنه بود يَابنَ شبيب *** جَدِّ مارا سوارها كشتند بين گودال بارها كشتند جَدِّ ما يك نفر ولي او را لشگري از هزارها كشتند نعلها گرد و خاك ميكردند جَدِّ ما را غبارها كشتند خواهرش را پس از بريدن سر خندۀ نيزهدارها كشتند واي از عصرِ روزِ دهم واي از ضربۀ دوازدهم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد