نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کوچه تنگ و مادر تنها دست دشمن میره بالا توی کوچه مادر افتاد آخ مجتبی دیگه جون داد خون از معجر جاری شده زخم مادر کاری شده راه کوچه تا خونمون چه راه دشواری شده رو خاک افتاد، یاس حیدر گوشوارهاش رو گم کرد مادر دستش رد شد از رو سرم بار شیشه داشت مادرم میبینی این زمونه رو گم کرده راه خونه رو کاش لااقل به من میزد این لگد مردونه رو لگد زدن، مادرم رو بد زدن به جای هر کسی که نزد زدن بابام با اشک، داره فریاد میزنه اون زنی که میزنید زن منه **** (دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد) **** لالا لالا بخواب همون بالا لالا لالا راحت شدی حالا میبینی با دستای بسته مادر تو روضه گرفته جای تو رو دستای من بود جای منو نیزه گرفته **** بالا بلند رباب، برگرد بخنده رباب افتاد سرت چشماشو باید ببنده رباب چه قیامتی شده زمین میلرزه آی خدا سر داداش اصغرم افتاده از روی نیزهها
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد