
سوگند به هر سه آیهی اعطینا لبریز محبتیم دریا، دریا بشکافی اگر سینهی ما میبینی هر گوشهی آن نوشته زهرا، زهرا دیدم آتش را ولی در را نمیدانم چه شد ؟ خورد شد پهلو ولی پر را نمیدانم چه شد ؟ پای ضارب بشکند وقتی که در را باز کرد طفل رفت از دست ،مادر را نمیدانم چه شد ؟ شانهی مادر که تکلیفش مشخص شد ولی بعد از آن موهای دختر را نمیدانم چه شد؟ زد حسین از داغ مادر بر سرش اما چه سود بعدها در کربلا سر را نمی دانم چه شد؟ فاطمه در اصل حیدر بود و حیدر فاطمه فاطمه جان داد حیدر را نمیدانم چه شد؟ بعضی فکرا هی میده آزارم چند روزه که تو فکر مسمارم زهرای من زهرا دل از علی علی دل از او برد نامش نمیسزد که کسی بی وضو برد نیمی از خلقت میان خاک پنهان شد ولی بارالها نیم دیگر را نمیدانم چه شد؟ خواستم تا آخر این شعر را امضا کند آخر این شعر دفتر را نمیدانم چه شد؟