نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پشت خونه جمعن اوباش نامرد در رو وا کرد با پاش هر چی کینه داشت از حیدر جمع کرد تو پاش کوبید به در مادر تو شعله اسیره حیدر از این داغ میمیره میخ تیزه به خودیِ خود کاش دیگه آتیش نگیره (ای وای مادر، ای وای مادر مادر) **** ایستادم به روی پنجهی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد