نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کاروان پروانهها آمده در کربوبلا آمد زینب با دلی شکسته غم عالم در دلش نشسته گوید ای حسین دل من خون شد ندانم از چه غمم افزون شد ای تو حاصل من گرفته دل من *** تازه شد یا اخا دردم تماشا کن روی زردم هوای چشمم شده بهاری مرا با کوفی بود چهکاری؟ ای نام نیکت چارۀ دردم میترسم زینجا بی تو برگردم ای تو حاصل من گرفته دل من *** پیچیده عطر گل یاس زینب داری هنوز عباس خواهر مکن پیش من تو گریه باشد عباس پاسبان خیمه از چشمان گلت مفشان لاله تا داری عباس مکنی ناله ای خواهرم زینب غمپرورم زینب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد