تصویر سید مجید بنی فاطمه - کاروان حسین آمده است

کاروان حسین آمده است

[ سید مجید بنی فاطمه ]
کاروان حسین آمده است
چه شکوهی میان صحرا بود

صحنه‌ای که میان چشم فَلک
بهترین قاب عکس دنیا بود

همه‌ی کودکان در امنیت
خواهری در دلش چه غوغا بود!

خاک این‌جا به او نمی‌سازد
چشم‌هایش شبیه دریا بود

رو‌به‌رو برق نیزه و شمشیر
پشت سر ناله‌های زهرا بود

همگی یک به یک پیاده شدند
چه غمی بین چشم آقا بود

مَحرمان دور ناقه‌ی زینب
چادرش در حصار آن‌ها بود

پای زینب به زانوی عبّاس
معجرش در پناه سقّا بود

نیزه‌ها نیّت بدی دارند
دلهره در میان زن‌ها بود

از همان راه دور حرمله دید
حنجرِ شیرخواره پیدا بود

غم عظمی زمان عاشورا
لحظه‌ای که حسین تنها بود

یا زمانی که در عبا چیدند
بدنی را که ارباً اربا بود

دختری ناله می‌کِشد نزنید
سر یک گوشواره دعوا بود

بدنی گرچه زیر پا افتاد
سرش امّا به نیزه بالا بود

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد