انگاری توی دل من آتیشه
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید700+
(انگاری توی دل من، آتیشه بگو کنارم میمونی، همیشه اینجا کجاست؟ دلشوره دارم اما میگم ایشالله، که چیزی نمیشه)۲ ایشالله که دعای من، میگیره سر تو روی نیزهها نمیره ایشالله که نمیزاره ابالفضل چادر خواهرش، آتیش بگیره چه سخته باورش، اینا تو رو میکشن آخرش ایشالله اصغرت، نمیشه پاره پاره حنجرش نمیری روی نِی، جلوی مادرش ایشالله دل خونهی غم، نمیشه یه مو هم از سر ما کم، نمیشه همش میگم، غمت نباشه زینب هیچکسی وارد حرم، نمیشه ایشالله که خیمه نمیشه غارت محاله خواهرت بره اسارت من میگم اینا هر چیام که باشن کاری ندارن با لباس پارهت میون قافله، تو این بیابون شده وِلوِله دستای دخترت، خیلی کوچیکه واسه سلسله همسفرم نکن، با شمر و حرمله بلند میشه از توی سینم آهم به حنجرت که میخوره نگاهم داداش از اون لحظهای که رسیدیم خیره به این، گودی قتلگاهم شلوغ که شد دور و برت، چی میشه سر بریدن سرت، چی میشه کشته منو، که زیر سُمِّ اسبا نمیدونم که پیکرت، چی میشه بمیره زینبت، میفتی وقتی از رو مرکبت تموم سنگاشون، میخوره صاف به خشکی لبت کجا نشسته شمر، آخ بمیره خواهرت