چقدر پخشی تُو میدون پُر از تو شده صحرا میام روی زانوهام کنارِ تَنِت بابا جمعت میکنم از خاک دارم مرگو میبینم یه تیکّه کمه بازم... چرا هر چی میچینم؟! چشمه چشمه، پُره دهنت عزیزِ دلم با خونِ گلو حسرت مونده، برای دلِ منِ پیرمرد یه بابا بگو ترسم اینه که توی حرَم رقیّه با تو بشه روبهرو ... رسیدم به جون بابا ببین حالا پهلومه علی بینِ این لشکر پُر از چشمای شومه باید بُردِت از میدون به سمت حرَم امّا رُو دستم که میگیرم میریزه تَنِت بابا هر جا میرم پُر از تو شده چه کردی علی تُو کربوبلا؟ قرآنِ من ورق ورقه تمامِ تَنِت رُو خاکِ بلا جون میدادم کنارت اگر که عمّه نبود علی بخدا