نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خوب شد اشک نَم نَمی داریم بین این سینهها، غمی داریم سایهی زیر پرچمی داریم شب هشت محرمی داریم کاش کرب و بلا به ما بدهند اذن پایینِ پا، به ما بدهند تا زمان هست، گریه باید کرد چشم را بست، گریه باید کرد نَده از دست، گریه باید کرد شامِ تیره است، گریه باید کرد بَر حسین و به حال و روز تَنَش بر همان زخمِ کاریِ بدنش کاش، در روضههای اربابم کاش، در کربلای اربابم پای پایینِ پای اربابم من بمیرم برای اربابم میکشد ماتمت مرا آخر میخَری عاقبت مَرا بی سَر **** باید برای اینکه جونمو فدا کنم به حضرت علی اکبر اقتدا کنم **** دل ما و صفای شش گوشه سر و جانم فدای شش گوشه کُشته ما را هوای شش گوشه این دوتا گوشههای شش گوشه دیگر از این چه میشود بهتر ما گدای توئیم علی اکبر **** مجنون شهر بودم و لیلا نداشتم اکبر اگر نبود من آقا نداشتم حجله گرفته پای تنت مادرم ببین اشکم حریف گریهی زهرا نمیشود **** مادرت نیست اگر، مادرِ سَقا هم نیست عمهات هست به جای همهی مادرها بَر سَر تربت لیلا نام اکبر نبرید بگذارید جوان مُرده قراری گیرد **** راستی داداش اکبرو کی دیده؟ میگفت النگو برام خریده رو پاش میشِستم با عشق و امید موهامو میبافت، بهم میخندید میگفت: رقیه جونم، خواهر مهربونم برات وَ اِن یَکاد میخونم برای اهل خرابه پدر اذان گفتم صدا زدم که بدانید علی اکبریام
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد