نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اشکم جاری دریا دریا میسوزد دل صحرا صحرا سرشارم از انتظارِ باران مثل دشتی بیقرارِ باران چشمم مانده به در که بیایی تو از تو بیخبرم که کجایی تو ای مردِ دریایی امیدِ زهرایی میبینم من یا نه روزگارِ فرج شوم برای مهدی یاور و یارِ فرج اگر نیاید غم میکُشدم که انتظارش هم میکُشدم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد