خوب شد اشک نَمنَمی داریم بینِ این سینهها غمی داریم سایهی زیرِ پرچمی داریم شبِ هشتِ مُحرّمی داریم کاش کربوبلا به ما بدهند اذن پایینِ پا به ما بدهند تا زمان هست، گریه باید کرد چشم را بست، گریه باید کرد نده از دست، گریه باید کرد شامِ تیرهست، گریه باید کرد بَر حسین و به حال و روزِ تَنَش بَر همان زخمِ کاریِ بدنش کاش در روضههای اربابم کاش در کربلای اربابم پای پایینِ پای اربابم من بمیرم برای اربابم میکُشد ماتَمت مرا آخر میخَری عاقبت مرا بیسَر دل ما و صفای ششگوشه سَر و جانم فدای ششگوشه کُشته ما را هوای ششگوشه این دو تا گوشههای ششگوشه دگر از این چه میشود بهتر؟! ما گدای توایم علیاکبر گامها، گامهای پیغمبر در صدایش صدای پیغمبر حیدری در هوای پیغمبر پشتِ سَر ردِّ پای پیغمبر این قدمها قدمزدن دارد جامهی حیدری به تَن دارد