نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برای اهل خرابه، پدر اذان گفتم صدا زدم تا بدانند علی اکبریم دیشب داداش علیم اومد به روی دستام بوسه زد میگفت عزیزم از سفر برات النگو خریدم ای وای بازم خواب میدیدم دیشب دیدم که عمه جون با قاسم اومد خونمون میگفت برات یه چادر خوشگل گلدار بریدم بابا!اینم خواب میدیدم دیشب میون دفترم، برای داداش اصغرم عکس عمو رو با علم کنار دریا کشیدم نگو بازم خواب میدیدم یه شب جا موندم از همه به روی دست فاطمه چشمام میرفت که خواب بره، با سیلی از خواب پریدم کاشکی اینم خواب میدیدم اگر میشه اسم منو بگو تو گوش بابا بهش بگو دلش میخواهد شهید بشه برات برات تو بگی نه نمیاره تو بخوای محال که محل نذاره بگو خیلی بیقراره بگو دلشوره کربلا رو داره حسین(۴)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد