هلهله یک‌لحظه وقتی بین دشمن، قطع شد

هلهله یک‌لحظه وقتی بین دشمن، قطع شد

[ حاج محمود کریمی ]
هلهله یک‌لحظه وقتی بین دشمن، قطع شد
زوزه‌ی یک تیر در حلقوم اصغر، قطع شد

سیب سرخی بود بر رووی درخت نوبهار
باد بر شاخه تکانی داد و نوبر، قطع شد

حرمله، خندید؛ تیر، افتاد؛ لشکر، یزله کرد
پس رباب افتاد؛ زینب، ناله زد؛ سر، قطع شد

دست بابا رحل قرآن بود؛ مصحف هم، پسر
صوت قرآن حیف با الله‌اکبر، قطع شد

رشته‌ی وصل بدن با سر به مویی بند بود
تیر را وقتی کشید، آن رشته آخر قطع شد

هرقدم می‌رفت سمت خیمه، برمی‌گشت باز
با علی‌اصغر، امیدی داشت؛ دیگر قطع شد

آب اگر می‌خورد مادر، طفل هم سیراب بود
طفل وقتی ذبح شد، امّید مادر قطع شد

داشت این شش‌ماهه،‌ یک گهواره که هرقطعه‌اش
چندسال پیش با مسمار یک در، قطع شد

پربازدید ترین شعر روضه حاج محمود کریمی محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات