
هرکسی تنهاست ذکرش میشود تنها حسین هرکسی گم میشود را میکند پیدا حسین دستگیری میکند از عاشق بی دست و پا مینشاند نوکر آلوده را بالا حسین بر کسی دل بستهام که دل نبسته بر کسی از همه دل کندهام در این جهان الا حسین کار من گریهست از بَدوِ تولد تا ابد خیرِ دیگر که ندیدم من از این دنیا حسین بار ها گفتم نمیبخشد ولی بخشید و گفت بار آفت خورده ات را میخرد یکجا حسین سیزده نور خدا را دوست دارم مثل هم چون که میدانم در آنها هست استثناء حسین فکر دیدار خدا بودم که بین روضه ها وقت یا الله آمد بر زبانم یا حسین هم امامت هم قیامت هم شفاعت میکند روز محشر هم بیاید کار دارم با حسین من فدای دختری که در خرابه بود و گفت با همان لکنت به سختی چند تا بابا حسین خورده ام از این و آن مشت و لگد حالا بگو من شدم پیر تر یا مادرت زهرا حسین *** شب تاریک خرابه سحرم میآید دخترش هستم از او با خبرم میآید عمه جان چشم تو روشن پدرم میآید تا که او هست محال است مرا غم ببرد تازه او گفته قرار است مرا هم ببرد میشود عمه مرا باز تو دردانه کنی تو مرا نازترین دختر ویرانه کنی شدنی بود اگر موی مرا شانه کنی دختر فاطمهای فاطمه را یاری کن تا نبیند پدرم موی مرا کاری کن --- بس کن ای مرد کم گزافه بگو گر چه طفلم ولی یلی هستم جز خدا از کسی نمیترسم دختر مرتضی علی هستم