نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هرکسی تنهاست ذکرش میشود تنها حسین هرکسی گم میشود راه میکند پیدا حسین دستگیری میکند از عاشق بیدستوپا مینشاند نوکر آلوده را بالا حسین برکسی دلبستهام که دل نبسته برکسی از همه دلکندهام در این جهان الّا حسین کار من گریه است از بدو تولد تا ابد خیرِ دیگر که ندیدم من از این دنیا حسین بارها گفتم نمیبخشد ولی بخشید و گفت بار آفتخورده را میخرد یکجا حسین چونکه محتاج خدا بودم میان روضهها وقتِ یاالله آمد بر زبانم یا حسین هم امامت هم قیامت هم شفاعت میکند روز محشر هم بیاید کار دارم با حسین کاف، ها، یا، عَین، صادِ سورهی مریم جدا سورهی والفجر روی نیزه شد معنا حسین من فدای دختری که در خرابه بود و گفت با همان لکنت به سختی چندتا بابا حسین خوردهام از این و آن مشت و لگد حالا بگو که شدم من پیرتر یا مادرت زهرا حسین؟ مومنانی که به تو نامه نوشتند بیا همه در سنگدلی شهرهی عالم بودند خانههایی که به سمت حَرمت سنگ زدند همه در حاشیهی خانهی جدّم بودند نیزهداری که سراسیمه به سمتم آمد فکر کردم هوسِ نرمی و سازش دارد شاید اینبار که من قافله را گمکردم قصد دلجویی و تکریم و نوازش دارد! اما بابا نه فقط نعره که از طرز نگاهش پیداست به دل انگار یه گفتهی ننگینی داشت تازه از سوزش چشمان تَرَم فهمیدم چِقَدَر دشمنِ تو پنجهی سنگینی داشت صورتم تا کف دستانش گم شد بدنم سرد شد و لرزه به جانم افتاد بعد آن ضربهی دستی که به دندانم خورد ناگهان کنده شد و توی دهانم افتاد تو راهم زد اما، تو خوابم زد اما دقیقا مثل من، ربابم زد اما سهساله با زن فرق داره، بدن با بدن فرق داره تو راه تازه فهمیدم که، زدن با زدن فرق داره منو بد زد بابا، تو صورت بابا حالا دشوار میبینم بابا سرت رو تار میبینم بابا نشستم زد اما، دویدم زد اما شبیهت زد اما، یزیدم زد اما دیگه حرفِ بد فرق داره کتک لگد فرق داره خلاصه که این زجر خیلی باهرکی که زد فرق داره بوی نان میدهی اما با خودت نان نیاوردی من دیگه اون رقیه که برای تو ناز بکنه نمیشم بابا! قدیم کجا، الان کجا! عمو کجا؟ سنان کجا؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد