حسین‌ جان ای آبروی دو عالم

حسین‌ جان ای آبروی دو عالم

[ مسعود پیرایش ]
حسین جان ای آبروی دو عالم
نگین سلیمان به حلقه‌ی خاتم

خداحافظ ای برادرِ زینب
به خون غلتان در برابر زینب

برادر جان بی تو در دل صحرا
شده تنها خواهرت گلِ زهرا

زِ زخم تنت روی ریگِ بیابان
به اشک دل و سوز آه یتیمان
خدایا از این غم چه چاره کنم

به نیزه‌دار بگو نیزه را تکان ندهد
به کودکی که به خوابِ خوش است جان ندهد

رباب بند طنابو خدا کند امشب
به این بریده نفس بچه را نشان ندهد

برای بردن یک سر چقدر خورجین است
بگو سنان که تو را دست این و آن ندهد

حرامی آمدست سمت حرم دعایی کن
که دخترانِ تو را دست خِیزران ندهد

یه مادر تو آتیش و یه لشکر جلو روشه
یه دستش به دیوار و یه دستش به پهلوشه

بگو چیکار کنم تا نسوزد این دختر
که شعله فرصت ماندن به گیسوان ندهد

خدا کند که یتیمی که راه گم کرده
به زیر بوته‌ی آتش‌گرفته جان ندهد

خدا کند که درآید زِ دست انگشتر
که شمر خنجر خود را به ساربان ندهد

رباب آب ننوشیده تا نیاید شیر 
به نیزه‌دار بگو بچه را نشان ندهد

ازت توقع دارم که دستمو بگیری
بلندشو غیرت‌الله دارم می‌رم اسیری

ببین که بی تو، بی‌کس و تنهام
دیگه کنارم حتی یک مَحرم ندارم

چجوری باید این بچه‌ها رو
یکی‌یکی تو خیمه‌ها نگه بدارم

با یه دل شکسته دارم از اینجا می‌رم
نمی‌ذارن که حتی روضه برات بگیرم

سر تو نقش فَلک نقش بیابون بدنت
کشته ما رو بوی آب قربون خشکیِ تنت

گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را
به هر گل می‌رسم می‌بویم او را

گل من یک نشانی در بدن داشت
یکی پیراهن کهنه به تن داشت

پربازدید ترین شعر روضه مسعود پیرایش محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین مسعود پیرایش

نظرات

عالی بهترین مداحی 🖤