نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقتی تو از سفر برسی عید می شود دنیا دوباره صاحب خورشید می شود با جلوه های قدسیِ چشمان روشنت دلها پر از تجلی توحید می شود با احتزاز پرچم سرخت در آسمان پیمان عشق و عاطفه تجدید می شود یك عمر نوكریِ در خانه ی حسین با یك نگاه لطف تو تأیید می شود این روضه ها عزای مرا جار می زنند با رسیدن تو عید می شود آن كو درین مزار شریف آرمیده است ام البكا رقیه محنت كشیده است چشم تو را چقدر بر این در گذاشتند گفتی پدر مقابل تو سر گذاشتند تنها به این بسنده نكردند شامیان پا را از اینكه بود فراتر گذاشتند یعنی حساب كوچكیِ پیكر تو را با تازیانه های مكرر گذاشتند sw
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد