نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ناله غربتی از كرببلا می آید حاجی عشق به میعاد بلا می آید راه را باز نموده همه تعظیم كنید پسر شیر جمل عبد خدا می آید محك عشق كجا بر سن وسال است كودك اما یلی انگشت نما می آید كرسی عرش خدا گوشه ی گودال شده پابرهنه به ملاقات خدا می آید نه زره دارد و نه خود و نه شمشیر عجب چه كریمانه به معراج دعا می آید می دود عمه ی سوی مسیری ای وای در حرم بی ادبی چكمه به پا می آید دست خود را سپر حنجر یارم كردم ته گودال به سرم باز چه ها می آید آنقدر روی ضریح بدنش راه نرو جان ندادست و ز حلقوم صدا می آید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد