نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عبداللهم، عبداللهم من عاشق ثاراللهم ابن الحسن، ابن الحسین من صاحب سرّاللهم دفع خطر كردم عمو دستم سپر كردم عمو از خیمه دل بریده ام تا قتلگه دویده ام وقتی رسیدم با جنون دیدم تنت را غرق خون عبداللهم، عبداللهم من عاشق ثاراللهم ابن الحسن، ابن الحسین من صاحب سرّاللهم خود را رساندم آن میان دیدم هجوم كوفیان با آن لبان تشنه ات دیدم به زیر دشنه ات یك نیزه بر حلقت رسید خون از گلویت می چكید عبداللهم، عبداللهم من عاشق ثاراللهم ابن الحسن، ابن الحسین من صاحب سرّاللهم مانند من كو محرمت چون من كه دیده دَرهَمَت؟ در آخرین لحظه عمو بودی تو در چنگ عدو دیدم رخ نورانیت یك سنگ بر پیشانیت دیدم رگ گلوی تو سه شعبه بر پهلوی تو با این رگ بریده ام من حنجرت بوسیده ام
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد