عبداللهم، عبداللهم
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید600+
عبداللهم، عبداللهم من عاشق ثاراللهم ابن الحسن، ابن الحسین من صاحب سرّاللهم دفع خطر كردم عمو دستم سپر كردم عمو از خیمه دل بریده ام تا قتلگه دویده ام وقتی رسیدم با جنون دیدم تنت را غرق خون عبداللهم، عبداللهم من عاشق ثاراللهم ابن الحسن، ابن الحسین من صاحب سرّاللهم خود را رساندم آن میان دیدم هجوم كوفیان با آن لبان تشنه ات دیدم به زیر دشنه ات یك نیزه بر حلقت رسید خون از گلویت می چكید عبداللهم، عبداللهم من عاشق ثاراللهم ابن الحسن، ابن الحسین من صاحب سرّاللهم مانند من كو محرمت چون من كه دیده دَرهَمَت؟ در آخرین لحظه عمو بودی تو در چنگ عدو دیدم رخ نورانیت یك سنگ بر پیشانیت دیدم رگ گلوی تو سه شعبه بر پهلوی تو با این رگ بریده ام من حنجرت بوسیده ام