نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مدینه ای شهر پیغمبر ای شهرِ غربت و غم مدینه ای حسرت و غربت ای قبلهگاه عالم تو شهرِ دلتنگیِ زهرا به سوگِ مصطفایی تو در داغِ دوری زهرا انیسِ مرتضایی عزادار بیقراری بر مزار مجتبایی آی، مدینه بگو رازِ پنهان را مپوشان ز ما آتشِ جان را بپا کن ز نو بیتِ الحزان را آي، تو و صادق و باقر و سجاد تو و مجتبی، خلوتت خوش باد مرا میدهد غربتت بر باد (مدینه ای شهر پیغمبر) 2 *** بقیعم من تربتِ عشقم همزاد کربلایم بیا و از این همه غربت روضه بخوان برایم منم آنکه از مصیبتها همیشه رفته از هوش مزارِ خوبانِ عالم را گرفتهام در آغوش سراپا صبر و سکوت و این حماسههای خاموش آی، نه خاکم که من آسمان هستم که با عرشیان همزبان هستم زیارتگه عاشقان هستم آی، چراغانی از اشک و آهم من شبستانِ خورشید و ماهم من اگر بیپناهی، پناهم من (بقیعم، خاکِ غریبم من) 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد