مدینه ای شهر پیغمبر، ای شهر غربت و غم
میثم مطیعیپسندیدن9
بازدید2K
مدینه ای شهر پیغمبر، ای شهر غربت و غم مدینه ای حسرت و غربت، ای قبلهگاه عالم *** تو شهر دلتنگی زهرا، به سوگ مصطفایی تو در داغ دوری زهرا، انیس مرتضایی عزادار بیقراری بر، مزار مجتبایی آی مدینه بگو راز پنهان را مپوشان ز ما آتش جان را بپا کن ز نو بیت الحزان را آي تو و صادق و باقر و سجاد تو و مجتبا ... خلوتت خوش باد مرا می دهد غربتت بر باد (مدینه ای شهر پیغمبر) بقیعم من تربت عشقم، همزاد کربلایم بیا و از این همه غربت، روضه بخوان برایم *** منم آنکه از مصیبت ها، همیشه رفته از هوش مزار خوبان عالم را، گرفته ام در آغوش سراپا صبر و سکوت است و این، حماسه های خاموش آی نه خاکم که من آسمان هستم که با عرشیان همزبان هستم زیارتگه عاشقان هستم آی چراغانی از اشک و آهم من شبستان خورشید و ماهم من اگر بی پناهی پناهم من (بقیعم خاک غریبم من) شاعر: میلاد عرفان پور ***