
اهل عالم همه امداد کنید خاطر فاطمه را شاد کنید گریه بر حضرت سجّاد کنید همه جا کربوبلاست صحبت از شام بلاست اثر سلسله بر تن دارد غل و زنجیر به گردن دارد زخم از صدمهی آهن دارد گاه در قتلگَهش آوردند گاه در بین رَهَش آزردند گاه در بزم شرابش بردند همه جا کربوبلاست صحبت از شام بلاست سنگها گشت نثار سر او خنده کردند به چشم تر او سیلی و کعب نِی و خواهر او به دل سوختهاش چنگ زدند خندهی فتح هماهنگ زدند به جبین پدرش سنگ زدند کی به پیشانی تو سنگ زده؟ کی زِ خون روی تو را رنگ زده؟ همه جا کربوبلاست صحبت از شام بلاست یاورانش همگی جان دادند داغها بر جگرش بنهادند خواهرانش زِ شتر افتادند داغ هفتاد و دو لاله دارد بیصدا گریه و ناله دارد بر جگر داغ سهساله دارد همه جا کربوبلاست صحبت از شام بلاست **** گه خزانم گه بهارم یا حسین هر چه دارم از تو دارم یا حسین **** دست و پایم بسته بود و عمّهام را میزدند **** ای پدر کاش به جای سر تو میبریدند سر من