نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مادر فدای قامتِ خم تو فدای غربت و غم تو فدای مجلسِ عزا و سیاهیهای پرچم تو مادر اگر دل تو را شکستم رو خوبیات چشامو بستم بزار اینو بپا جوونیم ببین درِ خونت نشستم با اینکه هیچ موقع نبودم نوکرِ خوبی من براتون ولی همیشه چشم من هست منتظر یه نیم نگاتون یک نخی از چادرِ مادر میارزه به تمومه عالم بگو تو راضی شدی از من که باشه راحت این خیالم خوردم من، نمک را امّا، بشکستم نمکدانت را با اینکه، بدم امّا من، دوست داشتم، حسین جانت را (یا اُمّاه بِنفسی أنتِ)3 *** مادر فدای اشکِ گریهکنهات ناز صدایِ روضه خونهات فدای اون کبودیهایی که شد پلاکِ سینهزنهات مادر فدای قبرِ بیمزارت فدای اون حالِ نزارت فدای دستی که شکست و بیرمق افتاده کنارت از کوچیکیم یادم دادن که غلامو عبدِ پسرت شم بگم بهِش دوست دارم آقا تو روضهها دربهدرت شم تو بودی که منو خریدی گذاشتی تا که نوکرت شم منّت سرم گذاشتی تا که من آقا عبدِ دربارت شم اربابم میدونم هستم، سربارت میونه دنیا امّا تو نرونی منرو، چون میشم، بیچاره آقا (ثارالله، اباعبدالله)3 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد