نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بشین اینقدر کار خونه نکن من تحمل ندارم دیگه بچهها رو بهونه نکن من تحمل ندارم با اون دست مجروح و کم طاقتت ای عزیز دل من موهای حسینت رو شونه نکن من تحمل ندارم به فکر خودت باش برا کار خونه که وقت هست همیشه عزیز دل من به فکر خودت باش بدون تو این خونه خونه نمیشه عزیز دل من (خانوم خبر دارم از دردات ورم داره بازوهات نکن کار خونه پشت سرت رد خون دیدم حالا تازه فهمیدم تنت غرق خونه)۲ تو که دستمو توی اوج هیاهو گرفتی عزیزم چرا دستتو زیر چادر به پهلو گرفتی عزیزم؟ آخه حرف ناگفته هرگز نبوده میون من و تو چرا آخه تو خونه از همسرت رو گرفتی عزیزم؟ شنیدم به فضه میگفتی که دردات دیگه خوب نمیشه الهی بمیرم شنیدم که باید بری از کنارم برای همیشه الهی بمیرم (آره چشمای تو تاره اشکات نمیزاره من رو ببینی بی تو تنهاترین مَردم از غصه دق کردم نرو کَلِمی)۲ (حسن بیقراره نبینی الهی چشای تَرش رو)۲ ببین زینبت دید که طاقت نداره غم مادرش رو بزار اشکای ما بمونه برای غروبی که داره حسین دست و پا میزنه تا به دامن بگیری سرش رو قرار من و تو بمونه برای همون ساعتی که حسین بیقراره قرار من و تو کنار تنی که حوالی مغرب توی نیزهزاره (نیزه امونش رو میگیره پر از زخم و شمشیره تن بیپناهش غوغاست آره روز عاشوراست که مظلوم من تنهاست ته قتلگاهش)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد