
ای جاودانهی تاریخ ای روشنایی دنیا خورشید، دریا یا فاطمة الزهرا تقدیر دل مرا عشق تو رقم زده تابیدهای تو ای نور بی بدل در قلوب غمزده ای جانم به نور ظلمت، سوزت به طلوع هر روزت، برای مولا ای جانم به شکوهت، ای جانا چه کسی بوده حَورا جز تو یا زهرا ای جانم به نور ظلمت، سوزت به طلوع هر روزت، برای مولا ای جانم به شکوهت، ای جانا چه کسی بوده حَورا جز تو یا زهرا اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها ای نور قلب پیمبر خورشید خانهی حیدر حَورا، کوثر، یا فاطمه، ای مادر از سایهی چادرت نوری به جهان بده این قلب مُرده را با نگاه گرمت دوباره جان بده زهرایی، صدّیقة الکبرایی اِنسیةَ الحَورایی امید مایی در مَحشر نه غمینم نه مُضطر دیده بر راهم مادر تا تو بیایی اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها ای نور هر دل گمراه در راه سِیر اِلی الله ای نور ای ماه ای فاطمه یا اُمّاه با نور نگاه تو از چاه درآمدم چون کودکی فراری از این و آن سمت مادر آمدم مادر جان کَرمت بیپایان مادر جان کرامت بیپایان به تو محتاجم الان به لب آمد جان دل نالان سر کویت سرگردان پی آن قبر پنهان منِ پریشان ای جانم به نور ظلمت، سوزت به طلوع هر روزت، برای مولا ای جانم به شکوهت، ای جانا چه کسی بوده حَورا جز تو یا زهرا اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها