نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما نالههای شامهای تیره و تاریم ما گریههای هر شب تا صبح بیداریم با ناله و مادر دو ماه زاری و دو ماه ماتم تا صبح بیداریم تازه درد هم داریم ما آمدیم امشب بمیریم از غم و غصه دردت به جانم ، درد اگر داری خریداریم امشب مرا از دست این دنیا خلاصم کن یک گوشهی چشمی به ما ، ماها گرفتاریم امشب نمیخواهم که سالم خانه برگردم امشب برای دختر تو ما عزاداریم امشب به فکر روضهی شرمندگی هستیم امشب همه با خانواده بین بازاریم *** ((توی بازار منو زد اون مردم آزار منو زد)) *** تا صبح فقط نگام کردی دیدی بغلم نکردی آخر ما هر دو که خوابمان نبرده از درد کشیدن موی سر ... هر جا که افتادم رسیدن نازی از موهام کشیدن رفتی و کار دخترت شد پا به پای اسبا دویدن زجر که آرزو رو از من گرفت گل سر نه موم رو از من گرفت نمیدونم چرا سیلی که میزد سراغ عموم رو از من گرفت میبردم اسمت و سیلی میخوردم میزد اما باز اسمت رو میبردم سه ساله کشتنش زحمت نمیخواست نمیزد هم من از دوریت میمردم بس کن ای زجر من که زمینگیرم برگردونم بابام و میبینم *** ((بین دو کتفش چرا سیاهه این سیاهی، سیاهی زدن نیست))
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد