نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فاطمه بعد از حیاتِ خویش هم یار علیست با مزارِ مخفیاش تنها طرفدار علیست بر درِ بیتُالولا با خون من باید نوشت فاطمه اوّل شهیدِ پای دیوار علیست سینۀ مجروح من آرامگاه غصّههاست جان من پروانۀ شمعِ شبِ تارِ علیست شب که چشم خلق در خواب است تا هنگام صبح چشم من پیوسته گریان است و بیدار علیست زخم مسمار و شرارِ آتش و ضربِ لگد هرچه پیش آید خوش آید فاطمه یارِ علیست ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد