نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هلالِ آسمانِ حیدر اِی سَروِ قَدکمانِ حیدر اِی مهربان، با من بمان، دل بیشکیبه زهرا مَرو، تنها مَرو، بیتو غریبه خون بَر جگر نمودی، قصدِ سفر نمودی اِی که همیشه بَهرَم، سینه سِپر نمودی اِی مایهی آرامشِ من فاطمه بشنو خواهشِ من در آسمانِ عشقِ من اِی تکستاره اِی چارهام، بر من مَبَندی راهِ چاره اِی مهربانترینم، باید که من نِشینم با چشمِ خود عزیزم، جان کندنت ببینم اِی شاهدِ درد و غمِ من حرفی بزن اِی مَحرَمِ من آخر چرا، باید تو از من رو بگیری؟ در وقتِ رفتن دست بَر پهلو بگیری؟ اِییارِ بیگناهم، کُن یک نَظَر نگاهم مشو در این غریبی، رفیقِ نیمه راهم یافاطمه یازهرا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد