نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امون ای دل، امون ای دل، امون ای دل امون از غریبی بیقرارم، بیقرارم، کنار بستر مادر بیقرارام، بیقرارم از خون ریخته رو معجر خیلی وقتی مادرم رمق نداره، شده مثل گلِ پرپر وای دیگه نفسش جا نمیاد دستاش بالا نمیاد تو خلوت خونهی علی صدای زهرا نمیاد امون ای دل، امون ای دل، امون ای دل امون از غریبی مدینه تو شاهدی که مادر ما بیگناهه کار بابام بعد مادر گریه و ناله و آهه آخه مادرم براش یه تکیهگاهه برا اون زهرا سپاهه وای دیگه نفس آخرشه غم تو چشم ترشه یه وقت دیدن لکّهی خون روی پَر معجرشه امون ای دل، امون ای دل، امون ای دل امون از غریبی تو مدینه تو جوونی موی مادرم سفید شد توی آتیش دست و پا زد امید ما ناامید شد میسوزه چقدر دلم برای محسن که نیومده شهید شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد