نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هذا فِراقُ بَینی، و بَینُکِ یا حیدر دیگر شدی علی جان، (بی یاور)2 ****** باغبانی مثل من، شرمنده از گلها نشد غنچهی نشکفتهام، گلبرگهایش وا نشد 2 آشیانی را که با هم ساختیم آتش زدند آنچه بابایم سفارش کرده بود اجرا نشد هذا فِراقُ بَینی، و بَینُکِ یا حیدر دیگر شدی علی جان، (بی یاور)2 ****** پای نامحرم نباید، باز میشد در حرم با تمام قدرتم مانع شدم اما نشد 2 ضربهای با پا به در زد سخت پهلویم شکست بعد از آن زهرا برای تو دگر زهرا نشد ریسمان را باز میکردم اگر قنفذ نبود با غلاف تیغ محکم زد به دستم وا نشد هذا فِراقُ بَینی، و بَینُکِ یا حیدر دیگر شدی علی جان، (بی یاور)2 ******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد