نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمریست تشنه کام تو هستیم و آب نیست عمریست بیقرار نشستیم و تاب نیست عمریست در نبود تو همسایۀ شبیم در آسمان هیچ دلی آفتاب نیست سرشار از محبت و از مهربانی است در عالم حضور تو حرف عذاب نیست میجویمت به خواب و نفهمیدهام هنوز در چشم های منتظران تو خواب نیست باید خودت برای ظهورت دعا کنی در دست ما دعای فرج مستجاب نیست ما گوشمان نمیشنود پاسخ تو را ورنه سلامهای کسی بیجواب نیست ای مرد انتقام زمانی که میرسی دیگر بقیع مثل گذشته خراب نیست بهتر بمیرد آنکه دلش بین روضه ها از داغ خشکی لب جدت کباب نیست حالا که حرف تشنگی آمد، مصبیتی بالاتر از مصیبت طفل رباب نیست شاعر: محمد بیابانی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد