خدا کند که بیایی ببینمت یکبار وگرنه خسته و محزون و زار میمیرم تمام هستی خود را به مقدمت ریزم مگر ببینمت، ورنه ندار میرم دلم گرفته و در خواب هم نخواهم دید که سر نهاده به دامان یار میمیرم من گدای دوره گردم من میخوام دورت بگردم تو امیر ملک جانی من گدای مستمندم پیشونیت به ماه میمونه ابروهات عین کمونه مژههات اینو نوشته که چشات با دگرونه