نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از فراغ تو نمردیم و مسیحا نشدیم چشم ما تار نشد از غم و بینا نشدیم جای تو دست به دامان طبیبان بودیم حقمان بود اگر باز مداوا نشدیم بیتو یک عمر پی هر کس و ناکس رفتیم گم شدیم آخر از این غفلت و پیدا نشدیم (نام مجنون به روی ماست ولی کو مجنون؟)۲ وقتی از هجر تو آوارهی صحرا نشدیم خاک عالم به سر ما، که در این عمر دراز لحظهای مشتری یوسف زهرا نشدیم (همه رفتن حرم، ما که نرفتیم هنوز)۲ زائر مرقد شش گوشهی آقا نشدیم کاش میشد، که تو مارا به زیارت ببری (آخ سه غم آمد به جانم هرسهی یک بار)۲ آخ غریبی و اسیری و غم یار غریبی و اسیری چاره داره آخ ولی آخر کشد مارا غم یار آخ خودم دیدم ز بالای بلندی عزیز مصطفی را...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد