نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عاقبت جان به لبِ صبر رساندند علی پای آن قول که دادند نماندند علی واقعا مردم این شهر نمک نشناسند جای جبران به دلت داغ نشاندند علی اُجرت آن همه چاهی که تو کندی این بود قطرهای آب به اصغر نرساندند علی پسرت را ته گودال کشیدند به زور دخترت را سر بازار کشاندند علی تازه با آنکه حسینت سرِ نی قرآن خواند بهتر از خارجیاش کوفه نخوانند علی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد