نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم هوای تو کرده، هوای آمدنت صدای پای تو آید، صدای آمدنت بهار با تو میآید، به خانهی دل ما قدم به خانهی ما نِه، صفای آمدنت بیا که خوانده برایم ز کودکی مادر همیشه در دل شب قصههای آمدنت دگر ز روز و شب و ماه و سال گذشته تمام عمر نشستم به پای آمدنت چقدر وعدهی وصلِ تو را به دل بدهم چقدر جمعه بخوانم دعای آمدنت ***** دریاب آقا نوکرِ بی دست و پا را لانه بده در کوی خود این آشنا را تا که ظهورت را دعاگو باشم ای عشق بنشان به لبهای گدایت این دعا را یک بار هم آقا بزن مانند موسی آقا به دریای دلِ سائل عصا را چیزی ندارم که به پای تو بریزم دارم به جانِ تو همین سوز و نوا را خیلی خجالت میکشم از محضر تو گم کردهام در قلب خود یادِ شما را غفلت که شد بسیار، بی تو سر نمودم زائر نگشتم مشهدِ کرب و بلا را خالص نگشتم که تو را باور ندارم ذکر زبانی کردهام آقا بیا را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد