نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بگذار شبی مَحرمِ اسرارِ تو باشم در پردۀ صبح راز نگهدارِ تو باشم ای یوسف بازار محبت، منِ مسکین آن مایه ندارم که خریدارِ تو باشم دردیست مرا بی تو که درمان نپذیرد درمان من این است که بیمار تو باشم گر نعمت وصلِ تو برازندۀ ما نیست بگذار که در سایۀ دیوارِ تو باشم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد