نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(دل میپَرَد به سمتِ شما، شب که میشود مشغولِ سوز و نُدبه و «یا رب» که میشود)۲ یک رود میشود که به سرداب میرسد از اشک، جامِ چشم لَبالَب که میشود در روزگارِ فتنه ندانم چه میکِشی توهین به دین و مذهب و مکتب که میشود باید مسیرِ قافیهها را عوض کنم ماهِ عزایِ اشرفِ آدم که میشود چشمِ مبارکِ تو دگر جایِ اشک نیست خون گریه میکنید، محرم که میشود لبهایِ نازنینِ شما، خشک میشود هنگامِ ظهر، آبِ حرم کم که میشود پرده کنار میرود و پیشِ چشمتان گودال و تیغ و نیزه مُجَسَم که میشود (ناحیهیِ مقدسهات مَقتَلِ من است)۲ (یک روزِ جمعه، نوبتِ ما هم که میشود)۲ هر دری بسته شود جُز دَرِ پُر فِیضِ حسین این درِ خانهیِ عشق است که باز است هنوز
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد