نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دریاب آقا نوکر بی دست و پا را لانه بده در کوی خود این آشنا را تا که ظهورت را دعا گو باشم ای عشق بنشان به لبهای گدایت این دعا را یک بار هم آقا بزن مانند موسی آقا به دریای دل سائل عصا را چیزی ندارم که به پای تو بریزم دارم به جان تو همین سوز و نوا را خیلی خجالت میکشم از محضر تو گم کردهام در قلب خود یاد شما را غفلت که شد بسیار بی تو سر نمودم زائر نگشتم مشهد کرب و بلا را (همه ز لطف حسین است آبرو داریم گدا هرآنچه که دارد ز پادشاه دارد) خالص نگشتم که تو را باور ندارم ذکر زبانی کردهام آقا بیا را یابن الحسن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد