نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم زار و مضطر شده چشم من تَر میشم عصر فردا بدون برادر میشه فردا بدنِ بی سرِ تو پاره همهی اهل و عیالت میشن آواره کنار پیکر زخمی تو من میشم بیچاره ای حسین جانم حسین جانم حسین جانم... برادر نظر کن بر این حال زارم ببین چشم خیس و دلِ بیقرارم الهی نبوسه حنجر تو رو خنجر نَبُرَن سر تو رو مقابل مادر که دلم میسوزه و میشم کنار تو خاکستر ای حسین جانم حسین جانم حسین جانم... پیکر پاره پاره زینب بیقراره دشمن اومده رو سینت پا بذاره دخترت داره نگاه میکنه واویلا زیر خنجر تو صدا میزنی یا زهرا میکنم رو به سوی مدینه و میگم یا جَداه هذا حسینٌ مُقَطَعُ الاَعضاء یا جَداه ای حسین جانم حسین جانم حسین جانم... خنجر روی حنجر، گریون چشم مادر وای از لبِ تشنه وای از تنِ بیسر این ندا میرود از عرش خدا بالا که بُلَندِش کنید از سینهی ثارالله آب میخواست ولی نیزه فرو کردن واویلا هذا حسینٌ مُقَطَعُ الاَعضاء یا جَداه دختر غرق در تب، دلخون گشته زینب وای از چکمه شمر وای از سُم مرکب به غرور خواهر مطهرش برخورد شمر آمد ز تنش پیرُهنش را بُرد به خدا کنار پیکر حسین زینب اصلاً مُرد هذا حسینٌ مُقَطَعُ الاَعضاء یا جَداه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد