برادر جان سلیمان زمانی
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن200+
بازدید26K
برادر جان سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری چرا بر تن برادر سر نداری بمیرم من مگر مادر نداری حسین جانم حسین،جانم حسین جان گلی گم کرده ام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت حسین جانم حسین،جانم حسین جان خداوندا علمدارم نیامد یگانه یاور و یارم نیامد کنارِ علقمه بابا چه دیدی عمودِ خیمه را از چه کشیدی