نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دست و پا میزدی، نیزه میزد سنان سمت تو میدوید، زینب بر سر زنان صدا پیچید در عالَمِین، والشمر جالس علی صدر الحسین ماه نیزه نشین، افتاده پیکرت عریان روی زمین کشتهی کرببلا، ای ماه لالهگون پیش چشمم شدی، بی سر غرق در خون سرت افتاده دست به دست بمیرم پهلوهات، زیر نعلا شکست چرا افتادی از نفس، بالوپر میزنی انگاری تو قفس سلام ای بی کفن، در زیر آفتاب سلام تو نداشت، جز با شمشیر جواب چرا بدجوری کشتنت؟ افتاده دست زجر، کهنه پیراهنت نگو جای تو امنه نیزهها میزنن، بوسه بر حنجرت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد