نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غصه روی سررم ریخت اشک چشم ترم ریخت دنیای من تو بودی دنیا با شمر بهم ریخت واویلا تو رو تو قتلگاه برد خولی سرت رو آورد بمیره اون که مرکب رو بدنت تو راه برد آه از گودال قتلگاه واویلا شد تن تو پاره پاره میزدنت با هر اشاره کار تو رو تموم کرد نیزه توی گلو کرد نعل های تازه رو زد تنت رو زیر و رو کرد یکی دستور میداد غارتش کنید خواهرش داد میزد راحتش کنید دافع البلایا سنان سیلی میزنه به دافع البلایا غریب گیر آوردنت حسین بی گناه بود حسین حسین زخمی و بی پناه بود حسین حسین حسین ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد