نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خسته بود آقا، تازه روی مرکبش نشسته بود آقا میزدند سنگ سرش شکسته بود آقا، خسته بود آقا تک و تنها رفت، که صدای گریه توی خیمه بالا رفت وقت رفتن طرف خیمهی زنها رفت، تک و تنها رفت تنهای تنها بود، تنهای تنها رفت آروم جون من، (زیر دست و پا رفت)۳ دریای خونه گودال زینب رو کُشته این بدن پامال (واویلا، حسین)۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد