نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

درد دارد پیکر من عمهجان جسم چون نیلوفر من عمهجان شام تارم شد سحر عمهجان آمد پدر *** شامیان از بس که مویم کندهاند خون بریزد از سر من عمهجان شام تارم شد سحر عمهجان آمد پدر *** خورد شد در زیر پای دشمنان روح و جسم مضطر من عمهجان *** جای شلاق عدو کرده کبود این وجود اطهر من عمهجان شام تارم شد سحر عمهجان آمد پدر *** من پرستویی در این ویرانهام سوخُته بال و پر من عمهجان *** آخرین سرباز عاشورائیم شد خرابه سنگر من عمهجان شام تارم شد سحر عمهجان آمد پدر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد