نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای سر امشب بر یتیمان سر زدی طایر قدسی به ویران سر زدی *** صورت از خون خضاب آوردهای پس چرا خون جای آب آوردهای *** جان بابا از رخت شرمندهام تو سرت از تن جدا من زندهام *** ای به قربان سر نورانیات تا نبینم زخمُ بر پیشانیات *** کاشُ چشمم مثل دستم بسته بود کاشُ فرق دخترم بشکسته بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد