نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کی به پیشانی تو سنگ زده؟ که ز خون بر رخ تو رنگ زده؟ *** ای پدر کاش به جای سر تو میبریدند سر دختر تو *** عمهجان دست به دامان توام کو پدرم؟ من که شرمندۀ احسان توام کو پدرم؟ *** به سفر رفته اگر هرچه نیامد ز سفر وز غمش شاهد افغان توام کو پدرم؟ *** لحظهای پیش سرم بر سر دامانش بود بازُ بینم که به دامان توام کو پدرم؟ *** از فراق رخ او جان تو همچون من سوخت بد گواه دل سوزان توام کو پدرم؟ *** گو نه جان من تنها که جانانه توست چشمُ اندر ره جانان توام کو پدرم؟ *** بر پریشانی من جمع شما گریانید من در این جمع پریشان توام کو پدرم؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد