نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از داغت ای پدرم تاج سرم ز زندگی سیرم گر تو اذنم بدهی یا ندهی ز غصه میمیرم لالۀ باغ تو منم، کشتۀ داغ تو منم ای امید این دل من، ای تمام حاصل من رقیهات بابا، دگر شده تنها مرا ببر بابا، مرا ببر بابا *** من با یاد غم تو ماتم تو همیشه بیدارم تا بیایی به سرم بار دگر برای دیدارم این من و این زمزمهام، من شبیه فاطمهام من که وارث فدکم، کشته ضرب کتکم رقیهات بابا، دگر شده تنها مرا ببر بابا، مرا ببر بابا *** ای شامم را تو سحر از چه دگر سخن نمیگویی؟ با اشک نمنم خود از غم خود به من نمیگویی ای بنفشه پیکر من، ای شبیه مادر من برم تو را خانه، زنم سرت شانه گل کفنپوشم، بمان در آغوشم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد