دردُ دارد پیکر من عمهجان
ابوالفضل بختیاریپسندیدن0
بازدید500+
درد دارد پیکر من عمهجان جسم چون نیلوفر من عمهجان شام تارم شد سحر عمهجان آمد پدر *** شامیان از بس که مویم کندهاند خون بریزد از سر من عمهجان شام تارم شد سحر عمهجان آمد پدر *** خورد شد در زیر پای دشمنان روح و جسم مضطر من عمهجان *** جای شلاق عدو کرده کبود این وجود اطهر من عمهجان شام تارم شد سحر عمهجان آمد پدر *** من پرستویی در این ویرانهام سوخُته بال و پر من عمهجان *** آخرین سرباز عاشورائیم شد خرابه سنگر من عمهجان شام تارم شد سحر عمهجان آمد پدر