
خدا وكیلی اگر یك نگاه كار كند خزان هر دل غم دیده را بهار كند اگر ز كوچه ی ما محملت گذر دارد بگو ملازمت آقا مرا سوار كند مقام و منصب من دست توست كی نوكر برای خود لقب نوكر اختیار كند خوشا به حال كسی كه در این زمانه فقط برای خاطر ارباب خویش كار كند گدا ز خویش چه دارد كه پیش كش سازد گدا فقط نفسش مانده تا نثار كند محبتی كن و بیش از گذشته با من باش مخواه تا كه مرا این زمانه خار كند كرامت تو به سائل همیشه باعث شد كه سیل حاجت خود را فقط قطار كنم اگرچه تیره و تاریكم از گناه ولی سفر به كرببلا لیل من نهار كند ز اشك چلّه گرفتم كه محترم باشم خدا كند كه شب اربعین حرم باشم